در این پژوهش اثر برخی فرآیندهای تولید خوراک بر ضریب یکنواختی کنسانتره و کیفیت پلت مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل استفاده از چکش نو و کهنه در فرآیند آسیاب، افزودن ۲ درصد بنتونیت سدیم و استفاده از سطوح ۱۵ و ۲۵ درصد سبوس گندم در فرمولاسیون جیره بودند. در پایان فرآیند تولید، شش نمونه پلت بهصورت تصادفی انتخاب و جهت سنجش استحکام بررسی شدند. در نهایت دادهها با نرمافزار SAS تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد عبور از غربال با مش ۱۶ و ۲۵ کنسانتره پلت آسیاب شده نو نسبت به کهنه عبور کمتری داشت، اما معنیدار نبود (05/0>P). غربال با مش ۳۰ برای کنسانتره پلت آسیاب شده با چکش نو به طور معنی داری کمتر بود (05/0>P). همچنین درصد باقیمانده در سینی زیرین در تیمار حاوی بنتونیت سدیم به طور معنیداری کمتر بود (05/0>P). تمام غربالها درصد عبور و مقدار باقیمانده در سینی زیرین در پلت حاوی ۲۵ درصد سبوس گندم به طور معنیداری بیشتر بود (05/0>P). افزودن ۲ درصد بنتونیت سدیم در پلت به طور معنیداری مقاومت پلت و شیارهای آن را افزایش داد (05/0>P). اگرچه استفاده از سبوس گندم در کنسانتره تأثیر معنیداری بر ارتفاع و مقاومت پلت نداشت؛ اما به طور معنیداری سبب افزایش شیارهادر سطح پلت شد (05/0>P). استفاده از چکش نو در هنگام آسیاب کردن و گنجاندن سطح ۲ درصد بنتونیت سدیم در فرمول سبب بهبود کیفیت پلت میشود؛ اما با افزایش سطح سبوس گندم از کیفیت پلت تولیدی کاسته شد.